شمس الدين حافظ

41

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )

يا در ماجراى مرگ مظلومانه « سياوش » و تمامى اندوه‌ها و سرنوشت سياه و دردآور و فرجامى كه شاگرد خوب رستم به اتهام سودابه گرفتار شده ، پس از گذر از آتش و اثبات بىگناهى و رهايى از خشم كاووس ، شاه خير سركيانى بالاخره لهب خشم پدر او را به سوى افراسياب پادشاه توران مىكشاند و در آنجا به تحريك گرسيوز ، ميانهء او و افراسياب تيره مىشود و سرانجام با جريره دختر پيران ويسه ، وزير خردمند افراسياب ازدواج مىكند و از او فرزندى به نام فرود دارد و درهم آنجا با دختر افراسياب به نام فرنگيس براى جلب نظر افراسياب ازدواج مىكند و ثمرهء اين وصلت فرزندى به نام كيخسرو مىباشد ، كه با نامردى و نامرادى هرچه تمام‌تر توسط افراسياب خونش در غربت و در بىگناهى ريخته مىشود چنين مىسرايد : شاه تركان سخن مدعيان مىشنود * شرمى از مظلمهء خون سياووشش باد يا آنجا كه سخن از پيران ويسه " سپهسالار و مشاور خردمند افراسياب تورانى پدر جريره همسر سياووش دارد و يا زمانى كه در شش بيت به كيخسرو اين فرزند خلف سياووش و زادهء درد و رنج اشاره مىكند . بيفشان جرعه‌اى بر خاك و حال اهل شوكت پرس * كه از جمشيد و كيخسرو فراوان داستان دارد و يا سخن از " شيده " فرزند افراسياب و دايى كيخسرو به داورى ياد مىكند كجا رأى پيران لشكركشش * كجا « شيده » آن ترك خنجركشش حافظ از حضرت زرتشت ( ازردهشت ، زارتشت ) پيامبر ايرانيان كه از خانواده « سپتيمه » پدر بزرگوارشان « پوروشب » و مادر ايشان « دغدو » ( دغدويه ) و معاصر گشتاسب بوده‌اند و در حمله دوم ارجاسب تورانى به دست يك‌تن از خاندان « كرپ » به نام « براتركراش » از اين جهان خاكى با رسالت بزرگى كه به جهان بشريت در يكتاپرستى و وحدانيت فرمودند به ديار حق شتافتند ، اين پيامبر بزرگ الهى در راه مقدس آيين زردشتى زحمات طاقت‌فرسايى تحمل فرمودند ، حافظ از اين پيامبر بزرگ ايرانيان چنين ياد مىكند . 1 - به باغ تازه كن آيين دين زردشتى * كنون كه لاله برافروخت آتش نمرود 2 - بيا ساقى آن آتش تابناك * كه زردشت مىجويدش زير خاك و از كتاب سترگ « زند » دين زردشتى ياد مىكند : و گر زند خوان آتشى مىزند * ندانم چراغ كه برمىكند ناگفته نماند كه حافظ در 83 بيت واژه « آتش » را به كار برده است و به مغ و مغان احترام مىگذارد ، از جمله : از آن به دير مغانم عزيز مىدارند * كه آتشى كه نميرد هميشه در دل ماست